()

كنترل جريان خون در عضلات اسكلتي:

از آنجاكه خون مايعي است كه 2كار مهم در بدن انجام ميدهد و آنها عبارتند  از :

1- رساندن مواد مغذي به سلول هاي بدن 2-دفع مواد زائد وسمي از سلول هاي بدن .

از طرف ديگر تمام حركات بدن توسط عضلات به ويژه عضلات اسكلتي انجام ميشود كه براي انجام آنها هم نياز به مواد مغذي  است و هم مواد سمي توليد شده حاصل از انجام واكنش هاي متابوليسمي بايد دفع گردد كه انجام اين دو كار مهم توسط خون صورت مي گيرد .براي اينكه همه كارهاي فوق  به خوبي انجام شود بايد جريان خون تنظيم شود چرا كه عوامل مختلفي در تنظيم آن دخيل هستند كه به صورت مختصر برايتان مي نويسم:

 

 

تنظيم موضعي –كاهش اكسيژن در عضله جريان خون را به مقدار زيادي تشديد مي كند:

 در حين انجام فعاليت زياد عضلات اسكلتي يك افزايش فوق العاده زيادي در ميزان جريان خون عضله ايجاد مي شود كه بطور عمده ناشي از اثرات شيميايي است كه مستقيما روي شريانچه ها عمل كرده و موجب گشادي آنها مي شوند . يكي از مهمترين اثرات شيميايي كاهش اكسيژن محلول در بافت هاي عضلاني است  به اين معني  كه در حين فعاليت عضلاني عضله اكسيژن را بسيا به سرعت مصرف مي كند واز اين راه غلظت آ» را در مايعات بافتي كاهش ميدهد .اين امر به نوبه خود موجب گشاديشدن شريانچه ها ي موضعي مي شود  كه ناشي از 2 عامل است:1- ديواره شريانچه هانمي تواند در غياب اكسيژن حالت انقباضي خود را حفظ كند 2- كمبود اكسيژن موجب آزاد شدن مواد گشاد كنندگي رگي مي شود. مهمترين ماده گشاد كننده رگي احتمالا آدنورين است اما تجربيات نشان داده اند كه حتي تزريق زياد آدنورين مستقيما به داخل يك شريان عضله نمي تواند براي بيش از حدود 2ساعت گشادي رگ را در عضله حفظ كند.

تذكر:رگ هاي خوني عضله نسبت به اثرات گشاد كنندگي رگي آدنورين حساسيت خود را از دست مي دهدند ام ساير فاكتورهاي   گشاد كنندگي رگي به حفظ افزايش جريان خون مويرگي تا زماني كه فعاليت ادامه داشته باشد ادامه ميدهند .

اين فاكتورها عبارتند از :1- يون هاي پتاسيم 2-آدنورين تري فسفات( ATP  )3-اسيد لاكتيك4- دي اكسيد كربن

كتنترل عصبي جريان خون عضله : در عضلات اسكلتي اعصاب سمپاتيكي تنگ كنندگي رگي محسوب مي شوند به عبارت ديگر فيبرهاي عصبي تنگ كننده رگي سمپاتيك از انتهاي عصبي خود نور اپي نفرين ترشح مي كنند و هنگامي كه تا حداكثرتحريك شوند ميتوانند ميزان جريان خون در عضلات را به حدود نصف تا يك سوم  مقدار طبيعي كاهش دهند . البته اين تنگي رگي در شوك گردش خوني ودر جريان ساير دوره هاي استرس كه در آنها حفظ يك فشار شرياني طبيعي تا حتي فشار شراياني بالا ضروري است اهميت فيزيولوژيك پيدا مي كند .

يك نقطه قابل ذكر اين است كه نور اپي نفرين علاوه بر اينكه از انتهاي اعصاب تنگ كنندو رگي سمپاتيك ترشح مي شود از قسمت مركزي غده فوق كليوي نيز به مقدار زياد ترشح مي شود.به عبارت ديگر در جريان فعاليت شديد عضلاني مقادير زيادي  نور اپي نفرين به اضافه متي اپي نفرين بيشتر به داخل گردش خون ترشح مي كند .نور اپي نفرين موجود در گردش خون  روي عضله ديواره رگها اثر كرده وموجب اثر تنگ كننده مشابهي  با اثر ناشي از تحريك مستقيم اعصاب سمپاتيك مي شود.اما اپي نفرين غالبا داراي يك اثر گشاد كنند گي رگي مختصر است زيرااپي نفرين بر خلاف نوراابي نفرين كه به طور عمده گيرندهاي تنگ كنندگي رگي الفا راتحريك مي كند گيرندهاي بتاي بيشتري را كه گيرندهاي گشاد كنندگي رگي هستند تحريك مي كند سه اثر عمده كه براي تامين جريان خون عظيم مورد نياز عضلات  به وسيله سيستم گردش خون ضروري هستند در جريان  فعاليت عضلاني به وجود مي آيند اين سه اثر عبارتند از :1- تخليه عمومي سيتم عصبي سمپاتيك  در سرارسر بدن با اثرات تحريكي آن روي گردش خون 2- افزايش در فشار شرياني 3- افزايش در برون ده قلبي..

اثرات تخليه عمومي سمپاتيك:

زمانيكه عضلات شروع به فعاليت مي كنند پيام ها از مغز هم به عضلات براي توليد انقباضي عضلات نيارسال مي گردد وهم به مركز وازو موتور (حركتي)فرستاده مي شوند تا موجب تخليه عمومي سمپاتيك در سرارسر بدن شود. همزمان با انجام اين فعاليت ها پيام هاي پاراسمپاتيكي كه به قلب مي روند كاهش مي يابند و فايند همه اين فعاليت ها سه اثر گردش خوني عمده را بوجود مي آورد كهعبارتند از:

1-    افزايش شديد تعداد ضربان قلب وقدرت تلمبه اي آن در نتيجه اثر تحريكي سمپاتيك و همچنين آزاد شدن قلب از مهار طبيعي پارا سمپاتيك

2-   بيشتر شريانچه هاي گردش محيطي (بافت هاي محيطي )شديدا تنگ مي شوند به استثنائ رگ هاي خوني عضلات فعال كه به وسيله اثرات گشاد كننده رگي  موضعي در اين عضلات شديدا گشاد مي شوند .

در اينجا مي بينيم كه قلب تحريك مي شود تا جريان خون زياد مورد نياز مورد نياز عضلات را تامي كند در حاليكه همزمان باآ» جريان خون در قسمت اعظم نواحي غير عضلاني بدن به طور موقتي كاهش مي يابد واين نواحي به طور موقتي جريان خون خود را به عضلات قرض ميدهند. اين اثر مسئول تا دو ليتر در دقيقه جريان خون اضافي در عضلات  است .اهميت فوق العاده زياداين اثر موقعي آشكار مي شود كه يك انسان را كه به خاطر نجات خود در حالدويدن است.

نكته: دو تا از سيستم هاي گردش خون محيطي معيني سيستم گردش خون كرونر (رگ هاي قلبي ) وسيستم گردش خون مغزي از اين اثر تنگ كننده رگي مصون مي مانند چون  اين دو ناحيه از گردش خون خوشبختانهداراي اعصاب تنگ كننده رگي بسيار ناچيزي هستند زيرا هم قلب وهم مغز به همان اندازه خود عضلات اسكلتي براي فعاليت عضلاني ضروري هستند.

3-ديوارهاي عضلاني وريدها( سياهرگها) و ساير نواحي ظرفيتي گردش خون به طور پر قدرت منقبض مي شوند و فشار متوسط پرشدگي را شد يدا افزايش مي دهد و اين موضوع يكي از مهمترين عوامل در پيشبرد افزايش بازگشت وريدي  خون به قلب و لذا افزايش دادن برون ده قلبي است .

افزايش فشار شرياني در جريان فعاليت عضلاني  :                   

اين افزايش خود ناشي از افزايش تحريك سمپاتيكي است به عبارت ديگر يكي از مهمترين اثرات افزايش تحريك سمپاتيك در فعاليت عضلاني افزايش داده فشار شرياني است كه ناشي از اثرات متعدد تحريكي ومنجمله موارد زير است :

1-افزايش فعاليت تلمبه اي قلب  2- تنگي شريانچه ها در بيشتر بافت هاي بدن به غير از عضلات فعال

3-يك افزايش زياد در فشار متوسط پرشدگي گردش سيستميك كه به طور عمده از انقباض وريدي ناشي مي شود .اين اثرات كه با همكاري يكديگر عمل مي كنند عملا هميشه فشار شرياني را كه در جريان فعاليت عضلاني افزايش مي دهند. هنگامي كه شخصي يك فعاليت عضلاني را تحت شرايط بسيار شاق روحي انجام مي دهد اما فقط از چند عضله  استفاده مي كند پاسخ عصبي سمپاتيك كماكان در سراسربدن به وجود مي ايد گشادشدن عروق فقط در چند عضله معدود كه فعال هستند حادث مي شود اما در ساير نقا ط در بدن اثر تحريك به طور عمده تنگ شدن رگها است

كه غا لبا فشار متوسط شرياني را تا 170 ميلي متر جيوه با لا مي برد اين حا لت به عنوان مثال درشخصي به وجود مي ايد كه روي نردبان ايستاده و ميخي را روي سقف مي كوبد دلهره اور بودن اين حال ت اشكار است.  بر عكس هنگامي كه شخصي با تمام بدن خود فعا ليتي را از قبيل دويدن يا شنا كردن انجام مي دهد افزايش فشار شر ياني معمولا فقط 20 تا 40 ميلي مترجيوه است فقدان افزايش فوق العاده زياد فشار ناشي از گشاد شدگي عروق بيش از حدي است كه به طور همزمان درتود هاي بزرگ عضله به وجود مي ايد به عنوان مثال دردوندگان ماراتون جريان خون در عضلات مي تواند ازمقداراندك يك ليتر در دقيقه براي تمام عضلات بدن در حال استراحت به حداقل 20 ليتر در دقيقه در جريان حد اكثر فعا ليت افزايش ميا بد.

 اهميت افزايش برون ده قلبي در جريان فعا ليت عضلاني :

 يكسري از اثرات فيزيولوژيكي متفاوت متعد دي همزمان با يكديگر درجريان فعا ليت عضلا ني به وجود مي ايد كه موجب مي شوند كه برون ده قلبي تقريبا به طور متناسب با درجه فعاليت افزايش يابد در واقع توانايي سيستم گردش خون براي تامين برون ده قلبي افزايش يافته براي رساندن اكسيژن وساير مواد غذايي به عضلات در جريان فعاليت سنگين به همان اندازه قدرت خود عضلات در تعيين اخرين حد كار عضلاني مداوم اهميت دارد به عنوان مثال دوندگان ماراتون كه مي توانند بيشتر از همه برون ده قلبي خود را افزايش دهند عموما همان هايي هستند كه ركورد شكن هستند .

نویسنده : دکتر امینی

این مقاله چطور بود

با کمک ستاره ها نظرتو ثبت کن!

میانگین نظرها / 5. تعداد نظرها:

اولین کسی باشید که نظر می دهید