()

نمودار تهاجم

بررسی وضعیت های شروع درگیری

(جیم واگنر)

 

مدتهاست که اکثر نیروهای نظامی و انتظامی به اهمیت « نمودار تهاجم» پی برده و به بررسی حالات روحی فرد قبل از وقوع درگیری، در طول آن و پس از پایان آن می پردازند. در نتیجه، برای آمادگی نیروهایشان در مواجهه با انواع شرایط بحرانی، قدمهایی را در امر آموزش این نیروها برداشته اند. برای مثال، اداره پلیس برای افسرانی که درگیر صحنه های تیراندازی شده، و یا از نزدیک شاهد صحنه های دلخراش قتل بوده و با مرگ دست و پنجه نرم کرده اند، معمولا جلسات مشاوره پس از بحران را برگزار می کند.

متاسفانه، این نمودار در برنامه های غیر انتظامی رشته های رزمی به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، تمامی هنرجویان رزمی برای فائق آمدن بر تغییرات جسمی و روحی که احتمالا در طول مبارزه تجربه می شود، باید با چگونگی واکنشهای بدن آشنا شوند.

 

بررسی وضعیت های شروع درگیری

 

نمودار تهاجم چه دو دقیقه به طول بیانجامد و چه دو ساعت، در هر حال یک حادثه فراموش نشدنی، ممکن است شما را معتقد سازد که همیشه در معرض خطر هستید. ممکن است وقتی که برای مبارزه در دوجو ( محل تمرینات رزمی) انتخاب میشوید و یا زمانی که شخصی در خیابان برایتان بوق می زند و یا در بزرگراه دست تکان می دهید تا او را سوار نمایید، دچار حالت ترس و وحشت شوید. در چنین حالتی واکنش احساسی شما ترس، عصبانیت و یا هر دوی آنها خواهد بود. با وجود این، یکی از این دو احساس بر دیگری غالب ش ده و در نتیجه ذهنتان برای حل مشکل پیش آمده به تکاپو می افتد.

پاره ای از موقعیتها به همان سادگی که در محیط تمرین قابل فهمند در زندگی واقعی نیز قابل تشخیص هستند. با این حال، پیش از وقوع و یا در شرف آغاز درگیری علایم آشکاری وجود دارد شما و حریفتان رو در روی هم می ایستید دیگر کلامی بین شما رد و بدل نمی شود و بالاخره سایر مقدمات آغاز یک مبارزه

در دوره تشدید ، ذهن و بدن به طور غریزی آماده نبرد می گردد. همان حالتهای احساسی که در آغاز درگیری تجربه شده اند در این دوره شدیدتر خواهد شد، حالتهایی از قبیل تندتر شدن تنفس و منقبض شدن عضلات. در طول این دوره است که به طور نیمه خودآگاه تصمیم می گیرید مبارزه کنید، فرار کنید و یا تسلیم شوید.

در صورتی که به خوبی تعلیم دیده باشید و یا از قبل تجربه مبارزه داشته باشید، این قبیل واکنشهای جسمی اثر خیلی کمی بر شما خواهند گذاشت. اما اگر تاکنون هیچ گونه تجربه مبارزه نداشته اید، ممکن است تحت تاثیر این واکنشها و یا ضربات روحی گذشته، احساس ضعف نموده و به این ترتیب به جای تفکر منطقی، رفتار احساسی بر وجودتان غالب گردد.

اکثر افراد پیش از آنکه تغییرات محسوسی را در نحوه رفتار خود نشان دهند، قصد خود از حمله کردن را بروز می دهند. برای مثال، اگر تنفس شخصی که در مقابل شما قرار گرفته، تند و کوتاه بوده و یا اعضای بدنش منقبض شده و لحن صدایش تغییر یافته، با اطمینان خاطر می توان نتیجه گرفت که به زودی به سمت شما حمله ور خواهد شد. البته این قاعده استثنائاتی هم دارد که در آنها افرادی از قبیل بیماران روانی، جنایتکاران با سابقه رفتار خشونت آمیز، و یا اشخاصی که فقط تحت تاثیر یک ماده مخصوص حالت طبیعی دارند، همگی ممکن است بدون هیچ گونه علامت هشدار دهنده ای به یکباره حمله نمایند. به دلیل اهمیت شناخت طرف مقابل که به اتخاذ شیوه مبارزه با او منجر خواهد شد، تمرینات مخصوصی برای آغاز درگیری وجود دارد که به تمرینات« دعوای ساختگی » معروفند.

در مرحله بحرانی یک درگیری ، باید توانایی آن را داشته باشید تا آنچه را که از قبل و در طول تمرینات آموخته اید، به طور خودکار اجرا نمایید. البته اگر به درستی تمرین نکرده باشید ، نمی توان انتظار داشت که بر شرایط نامطلوب به طور تصادفی غلبه کرد. نحوه اجرای فنون، کاملا به « حافظه عضلانی » شما ( تکنیک هایی که اجرای آنها برای سیستم عصبی، به صورت یک امر خودکار در آمده) بستگی دارد. بنابراین، وقتی در طول تمرینات از تکنیک های غلط، ناقص و یا غیر قابل اجرا استفاده کرده باشید، بالطبع همانها را در مبارزه به کار خواهید برد.

زمان آغاز دوره تجدید قوا وقتی است که مبارزه را پایان یافته تصور می کنید. در این حالت عضلاتتان آزاد شده، رفتار تهاجمی کاهش یافته و ذهنتان متمرکز و با ثبات می گردد. این دوره در برخی از حالات تنها مدتی کوتاه دوامخواهد یافت. به خاطر می آورم که یک بار مشغول دستبند زدن به متهمی بودم که یک تکه لوله به همراه داشت و به این وسیله دستانش را به طور ناگهانی از دستبند آزاد نمود و مشتش را به طرف صورتم پرتاب کرد. من با مشاهده این صحنه، خودم را به سمت عقب خم کردم تا با این کار از اصابت ضربه او جلوگیری نمایم و در ادامه نیز برای مهار ضربه دوم او، دست عقبی ام را بلند کردم. سپس از سمت راست کمربندم، باتون تلسکوپی را بیرون کشیدم و شروع کردم به چرخاندن آن در هوا که در نهایت به فرار متهم منجر شد. اگرچه درگیری ما با همین جا ختم نشد- چونکه در ادامه برای دستگیری متهم اقدام کردم- اما عاملی که باعث گردید تا تمایل زیادی به ریسک فوری نداشته باشم، همانا شروع شدن دوره تجدید قوا بود.

برای داشتن آمادگی لازم در برخورد با این قبیل حوادث، می توان از شیوه ایجاد مکث در طول تمرینات مبارزه استفاده کرد. برای اجرای این شیوه که به شیوه « مبارزه و نوشتن» معروف است، دو هنرجو را که به لباس محافظ مجهزند به مبارزه تمرینی فرا بخوانید. پس از 30 الی 40 ثانیه مبارزه، آنها را از یکدیگر جدا کرده و با دادن کاغذ و قلمی به دست هر کدام، آنها را به رونویسی بندی ( پاراگرافی) از یک مطلب ملزم نمایید. بعد از 30 ثانیه، آنها را از نوشتن بازداشته و به مبارزه مجدد دعوت نمایید. این تمرین صرفا برای بالا بردن سطح هنرجویان با ترغیب آنها به مبارز، سپس بازگرداندن آنها به حالت مکث و تفکر، و بالاخره واداشتن این شاگردان به بازگشت ناگهانی به حالت مبارزه بدون هیچ گونه ضعف فکری و جسمی طراحی شده است.

مرحله پس از بحران به مرحله ای گفته می شود که در آن، تا مدتی از محیط مبارزه و مصرف انرژی مورد نیاز برای دفاع از خود که عوارضی را هم دربر نداشته، دوری مینمایید. در این مرحله است که تصمیم سربازان، بازنگشتن به میدان جنگ، انتخاب ماموران پلیس از شدت فشار تحمل شده، درخواست بازنشستگی و وحشت قربانیان سوء قصد از روبرو شدن مجدد با دنیای خارج می باشد. این مرحله پایانی از یک حادثه تلخ- تلخی به علت تجربه احساسی گناه، وحشت و ترس بیمورد- می تواند سنگین ترین لطمات را در بر داشته باشد. با این حال، اگر بدانید که از رخداد مذکور چه انتظاری داشته اید، در آن صورت تحمل آن و تلاش برای بازگرداندن وضع زندگی خود به حالت عادی آسانتر خواهد شد.

 

ماهنامه تخصصی هنرهای رزمی و تندرستی/ هنرهای رزمی 26

 

این مقاله چطور بود

با کمک ستاره ها نظرتو ثبت کن!

میانگین نظرها / 5. تعداد نظرها:

اولین کسی باشید که نظر می دهید